• امروز : سه شنبه, ۸ خرداد , ۱۴۰۳
  • برابر با : Tuesday - 28 May - 2024
5
پایگاه خبری تحلیلی بهار گیلان bahargilan.ir

ایوب مکرمی: به نظرم تا وقتی به چنین اخلاقیات امنیتی گرفتاریم، جای خوشحالی ست که اسرائیل خبیث هنوز شخممان نزده و فقط گاهی حالمان را میگیرد.

  • کد خبر : 5250
  • ۰۸ مرداد ۱۴۰۱ - ۲۰:۲۶
ایوب مکرمی: به نظرم تا وقتی به چنین اخلاقیات امنیتی گرفتاریم، جای خوشحالی ست که اسرائیل خبیث هنوز شخممان نزده و فقط گاهی حالمان را میگیرد.

حفاظت اطلاعات که می بایست تمام توان خود را معطوف به تخلفات درون سازمانی کند، به جای اینکه برود به مصادیق سقوط اخلاقی پرسنل زیرمجموعه اش بپردازد، به خطرات سقوط عقیدتی مسئولان امنیتی که رسما شهادت کذب میدهند، آمده و یقه چون منی را چسبیده که چرا بر خلاف نظر نظام حرفی میزنی! کسی برود به ایشان حالی کند که در ادبیات مذهبی ما، شیطان برای چنین موجوداتی کُت کشی میکند بلکه رگ غیرت سازمانی شان به جوش بیاید!

ابوب مکرمی با انتشار متنی انتقادی در کانال تلگرامی اش درباره پرونده سیاسی خود به مطالب جالب توجهی  اشاره کرد.

در ذیل یادداشت او را میخوانید:

 

مخاطبین رخصت فرمایند وحید اشتری را پیدا و پاره پوره میکنم!

تلخندی بر دادگاهم

1⃣ همین ثانیه اول بر ساحت بازپرس محترم درود میفرستم که در برابر یکی از سیل اتهامات رنگارنگ سه قلوهای امنیتی (حفاظت اطلاعات،واجا و ساس) محکم ایستاد و گفت که متهمی چون من‌ِ یک لاقبا توان اقدام علیه امنیت ملی ۸۰ میلیون ایرانی را ندارم، البته جناب ایشان زیرکانه اتهام اقدام تبلیغی بر علیه نظام را بسان شمشیر داموکلس درست بر بالای پیشانی پرونده ام نگاه داشته تا هم میز و دفترش از آتش توپخانه شکات امنیتی در امان بماند و هم من از فرط شادی خلاصی از محکومیت سیاسی، ناگهان ذوق مرگ نشوم.دست مریزاد قهرمان، خدا قوت پهلوان!

2⃣ از قانون نجیب ممنوعیت اقدام تبلیغی بر علیه نظام خرسندم که یک تنه به لجن میکشد سر و هیکل همه آن مقامات مسئولی را که از بالای منابر و از کنار مضاجع شریف، منکران آزادی بیان در کشور را دروغگو می خوانند.از شکات باشرف امنیتی که با آویزان شدن از همین قانون، ما آزادی خواهان و عدالت طلبان را نقره داغ و نسبت به عقاید امنیتی بطلمیوسی شیر فهم و مجبور به اقرار به حقانیت آن میکنند نیز سپاسگزارم.

3⃣ اینکه واجا پروسه پرونده سازی برای چون منی را سریع،فوری و انقلابی شروع و در میانه پرونده دو قل امنیتی اش به مدد می آیند در خود رازی نهفته دارد که من از برملا شدن آن حذر میکنم.

4⃣ در جلسه دفاعیه درست در همان لحظه که جناب بازپرس جوان از قرائت ممتد اتهامات و مرقومه جات شکات، متلذذ میشد، طبق عادت،کلام بازپرس را قطع و تقاضای مطالعه پرونده را طرح کردم،این تقاضا که چونان «از خلاف آمده عادت» بود اینبار اما با این افاضه بازپرس به طلب کام نرسید: «به دلیل ملاحظات امنیتی _بخوانید رسانه ای_اجازه مطالعه پرونده صادر نمیشود»اینجاست که باید بگویم اگر مخاطبینم رخصت فرمایند وحید اشتری را پیدا و پاره پوره خواهم کرد، او بود تا پرونده دستش دادند زرتی گوشی اش را درآورد،مشغول عکاسی از صفحات شد و اتهامات شاذ را منتشر کرد! وحید خان! این کار را کردی و حضرات را رسوا، نوش جانشان اما حالا که تو با اشتیاق میروی آب خنک، ماها که تمایلی به آب خنک نداریم چه چاره ای بسازیم که چونان خرما، پرونده هایمان دیگر نه بر نخیل که بردند گذاشتند روی برج میلاد! حالا خوب است طرح خشونت آمیزم را به رای مخاطبین بگذارم و طبق موازین دموکراسی پاره پوره ات کنیم!؟

5⃣ فعلا اوضاع خودمان بدجور خیط است لذا به پیشنهاد دوستان از ادبیات خشونت آمیز و پاره پوره ای می پرهیزم و می پردازم به همان جواب خلاصه و مفید بازپرس که ضروری می سازد این توضیحات زائده را، آن موقع که در کف صحرای شام و در مقری متروک اما دیوار به دیوار اسرائیل بودیم و دریغ از داشتن یک دوربین ساده دید در شب، به دستور جبر همانند شگردهای فنی قبل از جنگ جهانی اول با چراغ قوه چینی نگهبانی میدادیم تا تک تیراندازان دشمن زیادی به زحمت نیفتند و با خرج یک گلوله به موازات رد نور، بالفور افقی مان درآورند لابد اوضاع انقدر امنیتی نبود که نیاز به تزریق امکانات امنیتی باشد و الان که مطالعه ساده پرونده ای به امری ضدامنیتی بدل گشته یعنی در نسبت فاصله با اسرائیل از مرحله دیوار به دیوار گذشته ایم و رسما هم خانه شده ایم!

6⃣ بزرگواری نزدم آمده و خبر میدهد که امنیتی ها از توییت هایم بدجور حالشان به هم خورده و حساس شده اند،گفتم حق دارند خب،حضرات به سلامتی شان حساسند و می پندارند سلامتی آنها لازمه سلامت امنیت کشور است.اساسا سلامتی خیلی مهم است ما ساده بودیم که مدام اشتباه میکردیم،مثلا هر وقت بوی نامطبوعی در شامات به مشام میرسید تصور میکردیم خبری نیست،الان که به گواهی دو پزشک بیمارستان بقیه الله آلودگی ریه ام به گازهای شیمیایی به تایید اولیه رسیده، حقمان است که زانو زده التماس همین امنیتی های پرونده ساز را بکشیم تا برای آزمایشات تکمیلی و طرح در کمیسیون معرفی مان کنند تا بلکه هزینه های گزاف درمانی احتمالی را از گردن نازک تر از مویمان وانهیم.

7⃣ شکات باشرف مدام به مطالب من در توییتر و تلگرام اشاره کرده اند.در حالیکه تقریبا تمام مطالبم در پیام رسانهای داخلی هم منتشر شده در پرونده خبری از پیام رسانهای داخلی نیست،به نظرم این پدیده احتمالا به یکی از این چند دلیل میتواند ربط داشته باشد:
➖پیام رسانهای داخلی با نهادهای امنیتی سر و سرّی ندارند!
➖حفظ همین حداقل اعتمادعمومی به پیام رسانهای داخلی به مجموعه اوجب واجباتها اضافه شده!
➖برادران امنیتی هم مثل همه، میانه ای با پیام رسانهای وطنی ندارند و در توییتر و تلگرام چرخ میزنند!
➖پیام رسان های داخلی اساسا به پشیزی نمی ارزند و ارزش رصد رسانه ای ندارند.
➖همانند تلویزیون داخلی و خارجی هر مطلبی در پیام رسان داخلی بیاید مجاز است و اگر همان مطلب در تلگرام و توییتر آمد غیرمجاز است!

8⃣ همین چند هفته قبل و درست در همین شعبه بازپرسی درباره پرونده کهنه ای که سه سال قبل با شکایت یک عنصر امنیتی بر علیه من مفتوح شده با شاکی و شاهدانش جلسه مواجهه حضوری داشتم. شاکی سه سال قبل مدعی شده بود من در یک واحد امنیتی در رشت در حین یک درگیری لفظی به ارتباط با رسانه های معاند خارجی اعتراف کرده ام. اول جلسه شاهدان با ادای سوگند به کلام خداوند ادعاهای سابق خود را تکرار کردند و بعد بازپرس رو به یکی از شهود که فی الحال از مقامات امنیتی شهرستان هم می باشد نقل به مضمون میگوید «طبق خط سیر شماره ای که سه سال قبل به عنوان شماره شخصی خود به پلیس فتا اعلام کرده اید در تاریخ و ساعت درگیری ادعایی در رشت، شما در منطقه صادقیه تهران دور دور میکردید، آن دو شاهد دیگر هم که از مرتبطین همان نهاد امنیتی هستند در توضیح چرایی عدم تطابق خط سیر موبایلهایشان با مکان درگیری ادعایی، گفتند در مکان درگیری حاضر و ناظر بودند اما به طور اتفاقی موبایلهایشان را در مکان دیگری جا انداخته بودند! ادعاهای کذب شاکی امنیتی و هر سه شاهد وابسته اش بی درنگ من را یاد آن سه بزرگوار امنیتی انداخت که زمانی مدعی شدند سه میلیون و هفتصد هزار یورو ناقابل را نقدا و بدون دریافت رسید تحویل حمید بقایی داده اند آنهم پس از پایان دولت احمدی نژاد! بقایی مظلوم هم محکوم شد که همه را بالا کشیده!

9⃣ علی رغم اینکه من نظامی نبوده و کارمند رسمی یک نهاد دولتی هستم، حفاظت اطلاعات که می بایست تمام توان خود را معطوف به تخلفات درون سازمانی کند، به جای اینکه برود به مصادیق سقوط اخلاقی پرسنل زیرمجموعه اش بپردازد، به خطرات سقوط عقیدتی مسئولان امنیتی که رسما شهادت کذب میدهند، آمده و یقه چون منی را چسبیده که چرا بر خلاف نظر نظام حرفی میزنی! کسی برود به ایشان حالی کند که در ادبیات مذهبی ما، شیطان برای چنین موجوداتی کُت کشی میکند بلکه رگ غیرت سازمانی شان به جوش بیاید.

🔟 به نظرم تا وقتی به چنین اخلاقیات امنیتی گرفتاریم، جای خوشحالی ست که اسرائیل خبیث هنوز شخممان نزده و فقط گاهی حالمان را میگیرد.

🇮🇷 t.me/A_Mokarrami

لینک کوتاه : https://bahargilan.ir/?p=5250

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.