• امروز : چهارشنبه - ۹ اسفند - ۱۴۰۲
  • برابر با : 19 - شعبان - 1445
  • برابر با : Wednesday - 28 February - 2024
3
پایگاه خبری تحلیلی بهار گیلان bahargilan.ir

دکتر احمدی_نژاد: هر اندیشه، عمل و ساختاری که آزادی انسان را محدود کند، قطعا شیطانی است

  • کد خبر : 5759
  • 21 آبان 1401 - 10:03
دکتر احمدی_نژاد: هر اندیشه، عمل و ساختاری که آزادی انسان را محدود کند، قطعا شیطانی است

دکتر احمدی نژاد: هر اندیشه، عمل و ساختاری که آزادی انسان را محدود کند، قطعا شیطانی است.
دکتر احمدی نژاد در میزگردی که ۱۳ مرداد ماه ۱۴۰۱ به صورت مجازی با سه تن از اندیشمندان آمریکایی و به ابتکار موسسه “توواردز تومارو” (به سوی فردا) برگزار شد، بر تساوی زن و مرد در برخورداری از حقوق اساسی مانند آزادی، کرامت و مسئولیت های اجتماعی تاکید کرد و گفت: ما معتقدیم که خدا انسانها را بصورت زوجی خلق کرده است. یعنی زن و مرد با وجود تفاوت های جسمی و جنسی با هم یک موجود هستند. این تفاوت ها موجب تعامل و تکامل زن و مرد به عنوان پایه جامعه انسانی است. این دو بدون هم دوام و استمراری ندارند و بسیاری از استعدادهای آنان در کنار هم شکوفا می شود. آن دو مکمل یکدیگرند و هیچکدام بر دیگری برتری ندارند.

دکتر احمدی نژاد به مواجهه و مقابله مستمر و متنوع شیطان با انسان اشاره کرد و گفت: شیطان در نقطه مقابل انسان قرار دارد و به تناسب رشد انسانها، روش های خود را نیز تغییر می دهد. امروز انسان ها رشد کرده اند و نیازمند قواعد و مناسبات اجتماعی در مقیاس جهانی هستند و شیطان هم در همین سطح، به مقابله با انسان می پردازد. بسیاری از افراد با ظاهری انسانی مرتکب اعمال شیطانی می شوند. شیطان ممکن است حتی یک نظام به ظاهر فکری را طراحی کند و در برابر انسانها قرار بدهد. هر عمل، ادعا و سازوکاری که به دنبال محدود کردن انسان، جلوگیری از شکوفایی و اراده ورزی انسانها باشد و هر اندیشه و ساختاری که بخواهد انسانها را کوچک کند و به اسارت دربیاورد و مانع از شکوفایی استعدادهای بی نهایت انسانها بشود، آن اندیشه، ساختار و عمل ناشی از آن قطعا شیطانی است.

به گزارش بهار گیلان به نقل از دولت بهار، متن کامل سخنان دکتر احمدی نژاد در میزگردی با حضور سه اندیشمند آمریکایی بدین شرح است:

مجری کنفرانس: بسم الله الرحمن الرحیم- خدمت همه بینندگان این برنامه سلام عرض میکنم و بهترین ها را برایشان آرزو میکنم.

من حسین وظیفه عالی هستم و در کنار من چند تن از اندیشمندان و موثرین جهانی حضور دارند که قرار است با هم درباره وضعیت کنونی جهان و آینده انسانی تر جهان گفتگو و بحث کنیم . از میهمانان عزیزمان تشکر می کنیم که دعوت ما را اجابت کردند.

در خدمت آقای دکتر احمدی نژاد هستیم . رییس جمهور پیشین ایران و استاد دانشگاه علم و صنعت تهران. میهمان بعدی ما آقای دکتر مایکل جونز استاد سابق دانشگاه سنت مری و موسس مجله کالچر وارز Cultural Wars ) نبردهای فرهنگی) هستیم . میهمان دیگر ما آقای دکتر کوین بارت، اسلام شناس و یکی از منتقدان ضد جنگ در امریکاست. منتظریم تا هر لحظه میهمان دیگرمان آقای اسکات بنت هم به ما بپیوندند . ایشان متخصص تحلیل تامین مالی ضد تروریسم و افسر سابق ارتش امریکا در عملیاتهای روانی هستند .

بگذارید کمی برنامه مان را معرفی کنم. امروز می خواهیم با هم درباره آینده انسانی تر جامعه بشری صحبت کنیم. به همین مناسبت نام حرکتمان را ((Towards Tomorrow  به سوی فردا گذاشته ایم.

درصددیم که برنامه های منظم و تدریجی داشته باشیم و با اندیشمندان جهان در مورد آینده بشریت صحبت کنیم . در گفت و گوهای پیش رو در مورد مفاهیم متعددی صحبت خواهیم کرد. تحلیل وضع موجود دنیای امروز،  نشانگر ناکارآمدی ساختارها و ایده های موجود در پاسخگویی به مسائل اساسی بشر و دستیابی به آرمانهای مشترک انسانی همچون صلح، عدالت و آزادی است. تا حدی که علاوه بر توده های ملت ها، مدعیان اصلی این ساختارها و ایده ها نیز به گونه های مختلف معترف به این ضعف و ناکارآمدی هستند.

همچنین روندهای اخیر در حوزه آگاهی های جمعی ملت های دنیا و تکنولوژی های نو ظهور، نشان گر پدید آمدن امکان ها و فرصت های بی بدیل برای خلق عالمی جدید است. از این رو لازم است نخبگان فکری، سیاسی و اجتماعی پیش از قدرت طلبان، اقتضائات فضای جدید را تشخیص داده، در گام اول طرح های خیرخواهانه و خلاقانه برای زندگی بشر ارایه داده و در گام دوم در جهت هدایت حرکت جمعی بشر به سوی این راهکارهای خیرخواهانه تلاش کنند.

سلسله نشست های بین المللی «به سوی فردا» با این هدف طراحی شده است.

سلام و احوالپرسی آقای دکتر احمدی نژاد با سایر میهمانان و بینندگان را می شنویم.

دکتر احمدی نژاد: بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه

خیلی خوشحالم که در خدمت دوستان و اندیشمندان هستم. امیدوارم این گفتگو برای خود ما و همه کسانیکه خواهند دید یا خواهند شنید مفید باشد. به دوستان خوش آمد می گویم و تشکر می کنم که نامه دوست خودشان را خواندند و پاسخ دادند و امروز در کنار هم هستیم تا در یک هم اندیشی و هم فکری بتوانیم افق های روشن تری را بطور مشترک در برابر خودمان باز کنیم.

بدون تردید آینده متعلق به همگان است و ساختن آینده هم باید با مشارکت همگانی اتفاق بیفتد. مقدمه لازم برای این کار، همفکری و بدست آوردن مفاهیم و چشم انداز مشترک است.

خوشحالم که در خدمت شما هستم و ترجیح می دهم که بیشتر وقت را در اختیار دوستان و مهمانان قرار بدهم و از نظرات آنها استفاده کنم.

دکتر مایکل جونز: در غرب سنتی داریم که به آن قانون طبیعی می گوییم که تمام موجودات دارای عقل بایستی این اصول و مبانی را بپذیرند بر اساس آنها ما می توانیم درک بالاتری از نحوه تدوین سیاستمان داشته باشیم. از نظر جنابعالی و در دیدگاه ایرانی، این عقلانیت و منطق چگونه دیده می شود؟

دکتر احمدی نژاد: عقلانیت معیار اندیشه است و انسان یعنی اندیشه. یک انسان با اندیشه زندگی و حرکت می کند و عقل هم منطق اندیشیدن است. در واقع زمانی اندیشه به نتایج درست و منطقی منجر می شود که تابع عقلانیت باشد. عقل ناظر بر اندیشه و چراغ راه اندیشه است. اصولا زندگی باید عقلانی باشد، اگر عقلانی نباشد، همین وضعیتی می شود که ما در دنیا شاهد آن هستیم. تفکرات انسانی می تواند تحت تاثیر عوامل گوناگون، در مسیر مقابل انسان ها قرار بگیرد.

اگر من درست متوجه شده باشم، آقای جونز درباره تعریف من از عقلانیت سوال کردند و سعی کردم در جملات کوتاهی، پاسخ بدهم.پاسخ سوال شما به تعریف ما از انسان برمی گردد. ما انسان را معادل اندیشه می دانیم. یعنی مهمترین تفاوت انسان با سایر موجودات، عبارت است از قدرت اندیشیدن. بگونه ای که ما می گوییم انسان همان اندیشه است. اما اندیشه ممکن است در مسیرهای گوناگونی حرکت کند. عقل و عقل انسانی در واقع منطق درست اندیشیدن است. ما به قواعد حاکم بر اندیشیدن، عقلانیت می گوییم. من معتقد هستم که اگر اندیشه در چارچوب عقلانیت انسانی حرکت کند، محصول آن به نفع همه انسانها و در خدمت تک تک انسانهاست. هرجا که اندیشه از مسیر عقلانیت خارج می شود و تحت تاثیر عوامل دیگری قرار می گیرد، خروجی آن در برابر حقوق انسانها و منافع انسانی قرار می گیرد. البته بحث من مربوط به جغرافیای خاصی نیست. تک تک انسانها و حکومت ها می توانند مخاطب سخن من باشند.

دکتر مایکل جونز: نظر شما نسبت به دو مورد از عدم عقلانیت که می توانند تاثیر گذار و کمک کننده در رسیدن به راه حل باشند چیست، یکی درباره موضوعات داخلی ایران و دیگری درباره سیاست خارجی آن؟

دکتر احمدی نژاد: من اینجا از موضع ایران با شما صحبت نمی کنم. ما مطالبی را با هم بحث می کنیم که مربوط به همه انسانها و همه ملت هاست. درباره اینکه ” چگونه باید باشد؟ ” صحبت می کنیم. ممکن است در ایران، آمریکا، اروپا و در نقاط مختلف جهان، مواردی باشد که همه ما نسبت به آنها نقد و نظرات خودمان را داشته باشیم.

دکتر کوین برت: شما از انحرافهایی که توسط نیروهای شیطانی و سلطه گران بوجود آمده، صحبت کرده اید. جناب آقای دکتر احمدی نژاد شما فکر می کنید تا چه اندازه این دو نیرو به هم مرتبط هستند و شما با آنهایی که فکر می کنند این نیروهای سلطه گر، کاملا آگاهانه خودشان را با آنها متحد کرده اند، تا چه حد موافق هستید؟ نظر شخصی خودتون چیست؟ شما در سازمان ملل حقایقی نیز راجع به موضوع شیاطین بیان کردید و رسانه ها در آن زمان به شما حمله می کردند و آیا شما حس کردید که آنها نیروهای شیطانی هستند که شما بر علیه آنها بودید؟

دکتر احمدی نژاد: می دانیم که شیطان نقطه مقابل انسان است. من معتقدم که شیطان به تناسب رشد انسانها، روش های خودش را تغییر می دهد. زمانی که انسانها در چارچوب مناسبات غارنشینی محدود بودند، شیطان هم سطح مقابله با انسان را در همان چارچوب، محدود می کند اما به موازات رشد انسانها، شیطان هم مناسبات و روش های خودش را تغییر می دهد. امروز انسان ها رشد کرده اند و نیازمند قواعد و مناسبات اجتماعی در مقیاس جهانی هستند. شیطان هم در همین سطح، طراحی های خودش را انجام می دهد و به مقابله با انسان می پردازد. بسیاری از افراد هستند که ظاهر انسانی دارند اما عمل آنها شیطانی است. شیطان ممکن است سازوکار و ساختار درست کند، حتی یک نظام به ظاهر فکری را طراحی نماید و در برابر انسانها قرار بدهد. اگر بخواهم در یک جمله، مطلب را خدمت شما منتقل کنم، باید بگویم هر عمل، ادعا و سازوکاری که به دنبال محدود کردن انسان، جلوگیری از شکوفایی و اراده ورزی انسانها باشد، هر اندیشه و ساختاری که می خواهد انسانها را کوچک کند، به اسارت دربیاورد و مانع از شکوفایی استعدادهای بی نهایت انسانها بشود، آن اندیشه، عمل و آن ساختار قطعا شیطانی است. آن اندیشه ای که تبعیض، تجاوز، ظلم و اشغالگری را توجیه و انسانها را تحقیر می کند، این همان اندیشه و عمل شیطانی است. ممکن است که اراده شیطانی در قالب یک امپراطوری، هژمونی یا در قالب یک نظام سیاسی خودش را بروز بدهد و اقداماتش را جلو ببرد. آن کسانیکه امروز انبارها را از سلاح های کشتار جمعی پر کرده اند و بین انسانها، اختلاف و جنگ ایجاد می کنند تا سلاح بفروشند و سلطه خودشان را ادامه بدهند، اگر خود شیطان نباشند، قطعا تحت تاثیر کامل شیطان هستند. امروز شناخت شیوه های شیطان و کسانیکه از شیطان پیروی می کنند، عامل مهمی در شناخت راه های اصلاح وضع موجود به نفع انسانهاست.

دکتر کوین برت: آیا سلطه گران و نیروهای شیطانی، بصورت آگاهانه دست به دست هم داده اند؟

دکتر احمدی نژاد: تمام کسانیکه همراستا هستند و مبانی اقداماتشان مانند هم است، اینها به همدیگر می پیوندند و یکدیگر را پیدا خواهند کرد. بعضی از اشخاص را من مطمئن هستم که آگاهانه عمل می کنند اما نمی توانیم این قضاوت را راجع به همه داشته باشیم.

مجری: آقای دکتر اسکات بنت، ما آماده شنیدن سوال اول شما هستیم.

دکتر اسکات بنت: آقای دکتر احمدی نژاد، باعث افتخار است که با شما صحبت می کنم. شما در نامه تان، یک خط را مرقوم کرده اید، و من می خواهم سوالم را در این باره بپرسم که به مطلب آقای دکتر برت هم مرتبط است. جمله شما این است “این ادعا قابل راستی آزمایی است که در نفی آزادی و عدالت ، آحاد بشر به آرامش و رضایت نرسیده اند، همچنانکه کجرفت ، انحطاط و سقوطی نبوده است، مگر آنکه آزادی و عدالت، به صورت آشکار در جامعه نقض شده باشد. شما به شکلی فصیح، از ظلم و به اسارت کشیدن انسانها صحبت کرده اید که در زمانهایی در طول تاریخ، به شکلهای مختلف اتفاق افتاده است. من میخواهم سوالم را درباره پدیده واکسن کرونا و واکسیناسیون، که عملی اجباری از سوی دولت بر مردم است، مطرح کنم که می بینیم بخصوص در غرب ، در آمریکا، کانادا، انگلیس، آلمان، استرالیا در حال اتفاق افتادن است و ما با شکل زشتی از ظلم، مواجه هستیم که در دولتهای غربی، بر علیه ملتها، قابل مشاهده است و می دانم که همکارانم آقایان دکتر برت و دکتر جونز، با من در این زمینه موافق هستند، اما این امر برای کسانی که در غرب این واکسیناسیون را فرم جدیدی از دین می بینند، بی نهایت ترسناک است. یک موج احساسی و هیستریک جدید، و یک مکانیزم جدید که آزادی و نیز آزادی وجدان و تفکر را دچار رخوت کرده است مشاهده می شود، و همین کار را هم با آزادی عمل و سفر کردن، انجام داده اند. و همه اینها بر اساس یک سرماخوردگی رایج یا حداکثر یک آنفولانزا، اتفاق می افتد. این چیزی است که دلیل تعطیل کردن جامعه نمی شود و قطعا دلیلی برای یک واکسن فرا انسانی که دی ان ای و ژن انسان را تغییر می دهد، نمی شود. اینها را به شما عرض میکنم، چون شما درباره انسانیت و انسان بودن صحبت می کنید. بنظر می رسد در حال استفاده از این واکسن کرونا، به عنوان یک اسب تروآ هستند تا دی ان ای انسانها را تغییر دهد و آنها را بواسطه ترس و وحشت به اسارت بکشد. کاری که فقط مردم را ایزوله و تنها می کند، و بنظر می رسد تلاش می شود که به شکل شیطانی، انسانیت ما را در هم بشکنند، لذا می خواهم مشاهدات شما در باره اینکه چطور باید این واکسن کرونا و بخصوص عکس العمل دولتهای غربی را درک کرد، از نقطه نظرات جنابعالی، و از نقطه نظر انسانیت و آزادی و دیگر مواردی که در نامه خود مورد تاکید قرار داده اید استفاده می کنیم. با سپاس

دکتر احمدی نژاد: مطلب بسیار مهمی را مطرح فرمودید که امروز همه ملت ها با آن درگیر هستند و شاید یکی از مهمترین مسائل انسانی ـ سیاسی که امروز با آن مواجه هستیم، همین اپیدمی و واکسیناسیون است. شما تاریخچه موضوع را اطلاع دارید. یک پروژه تحقیقاتی مشترک بین چین و آمریکا بود که آنها خواستند در یک محیط محدودی این را آزمایش کنند اما از کنترل آنها خارج و بسرعت در جهان منتشر شد. بعد از این بود که سلطه گران به فکر افتادند تا از این ابزار برای کنترل جامعه انسانی استفاده کنند. واکسن های گوناگون آمد، بعد هم قواعد و قوانین جدیدی در کشورها وضع شد تا از طریق واکسیناسیون، انسانها کنترل شوند. من در این موضوع با نظر شما موافق هستم که هر اقدام مخدوش کننده ارزش های اساسی انسانی، نمی تواند به سعادت انسانها منجر شود. آزادی، عدالت، کرامت، وفاداری، صداقت و مهربانی ارزش های مشترک و فطری انسانی است. هیچ امری حق ندارد آزادی انسانها را محدود کند و محدود کردن آزادی انسانها امکان ندارد به سعادتی منجر بشود. اساسا رهبران نظام سلطه جز محدود کردن آزادی، جز تخریب شخصیت و کرامت انسانی و جز انحراف مناسبات و اقدام در نقطه مقابل عدالت، کار دیگری ندارند. نقطه اصلی عزیمت آنها محدود کردن آزادی و اراده ورزی انسانهاست. آنجایی که نظام سلطه پایه های خود را محکم می کند، جایی است که اراده انسانها را محدود کرده و خودش بجای آنها تصمیم می گیرد یا شرایطی را فراهم می کند که انسانها مجبور شوند تصمیمات خاصی را اتخاذ کنند یا از سیاست های خاصی تبعیت نمایند. متاسفانه امروزه نظام سلطه از بیماری ها و داروها به عنوان یک ابزار اقتصادی و سیاسی استفاده می کند و به نظر من این نهایت دور شدن از انسانیت و نزدیک شدن به شیطان و شیطنت است.

دکتر برت: آیا شما هنوز به مطالبی که در سال ۲۰۲۰ فرمودید معتقدید؟ اینکه گفتید کووید ۱۹ از یک حمله بیولوژیک آمریکا به چین و ایران ناشی می شود؟

دکتر احمدی نژاد: من این را قبلا گفته ام که یک تیم تحقیقاتی مشترک بین آمریکا و چین برای ساختن این ویروس تشکیل شد و بعد تلاش کردند در یک محدوده کوچکی، این ویروس را پخش و آثار آن را اندازه گیری کنند اما بعد از پخش شدن، از کنترل و مدیریت آنها خارج و در کل جهان منتشر شد. اساس اینکه دو گروه تصمیم به کارهای تحقیقاتی برای ساخت ویروس های ضدانسان بگیرند و ویروس هایی که قدرت دفاعی انسانها را درهم می شکنند تولید کنند، ویروس هایی که می تواند به سرعت در جهان منتشر شود و تلفات سنگینی را از انسانها بگیرد، این نمی تواند خارج از برنامه نظام سلطه برای درهم شکستن ملت ها و تضعیف ملت ها باشد. اقدامات تحقیقاتی باید در جهت تقویت سلامت و اراده ورزی انسانها باشد اما امروز در دنیا یک جنگ بیولوژیک بطور گسترده استمرار دارد. آزمایشگاه های گوناگون تلاش می کنند میکروب ها و ویروس هایی را توسعه بدهند که بسیار پیچیده هستند و از آنها علیه ملت ها و در جهت منافع خودشان استفاده کنند. به نظرم این کار جز رذالت و کاری شیطانی و یک عمل ضدانسانی، اسم دیگری ندارد.

دکتر جونز: آیا شما این واکسن را یک سلاح بیولوژیک می دانید؟ و اگر شما رئیس جمهور بودید اجازه واکسیناسیون می دادید؟

دکتر احمدی نژاد: سوال سختی را مطرح کردید. آن جو سنگینی که تبلیغات جهانی و رسانه های نظام سلطه علیه مردم ایجاد کردند و آن وحشتی که در جهان بوجود آوردند، شرایط تصمیم گیری را بسیار پیچیده کرد. اما من معتقد هستم که اگر مسئولینی در جهان به مردمشان آگاهی می دادند و از متخصصین مستقل استفاده می کردند، هم راه های بهتری برای مقابله با این ویروس پیدا می شد و هم اینکه می توانستند در مقابل این موجی که نظام سلطه بوجود آورده، سدی ایجاد کنند و آثارش را کنترل نمایند. من معتقدم روش های بهتری برای مدیریت این اپیدمی وجود داشت اما متاسفانه آن فضای سنگینی که رسانه های نظام سلطه بر فضای عمومی تحمیل کردند، بسیاری از مسئولین بهداشتی و سیاسی کشورها را منفعل کرد و آنها نتوانستند تصمیمات درستی را به نفع ملتشان اتخاذ کنند. همین الان ما دانشمندانی را در ایران و در سطح جهان داریم که راه های بهتری را برای مقابله با این پاندمی معرفی می کنند منتهی شبکه رسانه ای نظام سلطه و شبکه تولید ویروس و فروش دارو، اجازه نمی دهد صدای آنها به گوش جامعه جهانی برسد و در مسیر تصمیم سازی برای سیاستمداران جریان پیدا کند.

دکتر بنت: من با مشاهدات دکتر احمدی نژاد و همچنین با سخنان مایکل جونز موافق هستم. در واقع، بیانیه سازمان بهداشت جهانی و نیز این دولتها، که از “ترس” برای کنترل جمعیت استفاده می کنند، همان چالش بزرگی است که انسانیت با آن مواجه است که به عنوان یک سلاح مورد استفاده قرار می گیرد و البته این مسیری را باز می کند برای افراد و جنبش های جدید که با هم در هماهنگی بیشتری در رابطه با روحیه آزادی بخشی قرار بگیرند و فرصتی را برای حرکت رو به جلو ایجاد کنند. مجددا حقیقت و عشق، دروغ ها و حقه ها و فسادها را برملا می کند که شرکت های بزرگ داروسازی دارند از این واکسن استفاده می کنند تا بعدا انسانها را تخریب کنند. همگان این را تایید می کنند که واکسن ها برای بدن انسانها مخرب و یک سلاح بیولوژیک هستند و باعث می شوند تا ابد روی بدن انسان تاثیر بگذارد و زخمی را مانند سرطان های مختلف ایجاد کند. می خواستم با آقای احمدی نژاد اعلام موافقت کنم که این موضوع، یک مساله شیطانی است و ما باید این اطلاعات و همچنین ظلمی را که سازمان بهداشت جهانی به مردم تحمیل کرد، در سطح دنیا پخش کنیم.

دکتر احمدی نژاد: من به عنوان یک اصل ثابت و بسیار مهم می خواهم خدمت دوستان عرض کنم که هر طراحی و اقدامی که سلطه گران و شیاطین انجام می دهند، در عمل فرصتی برای برای رشد و آگاهی و سایر استعدادهای انسان و برای تلاش در جهت توسعه آزادی و عدالت است. به تعبیری دیگر؛ شیاطین و سلطه گران عملا در خدمت رشد انسانها قرار دارند. اگر ماجرای ویروس کووید ۱۹ نبود، امروز جامعه به لحاظ آگاهی، قطعا در سطح پایین تری قرار داشت. این حادثه موجب شد بسیاری از مناسبات نظام سلطه برای انسانها آشکار شود. از طرف دیگر یک همبستگی جهانی نیز بین انسانها بوجود آمد و احساسی در تک تک انسانها رشد کرد که ما بدون ارتباط با هم، بدون حمایت از هم و بدون کنار زدن نظام سلطه، نمی توانیم از حیات و حقوق اساسی خودمان صیانت کنیم. البته دوستان توجه دارند که ما نمی توانیم اساس واکسیناسیون را زیر سوال ببریم. بعضی از ویروس ها و بیماری ها نیازمند واکسیناسیون هستند اما واکسیناسیونی که با آگاهی، اختیار و آزادی انسانها انتخاب شود و از طرف دیگر دانشمندان آزاد باشند درباره ویژگی ها و آثار آن واکسن اطلاعات کامل و صحیح را در اختیار انسانها قرار بدهند.

مجری: آقای دکتر جونز، ما مجددا به سوال شما که قبلا درباره بحران جمعیتی در ایران مطرح کرده ایدبر می گردیم. فکر می کنم سوالتان را پرسیدید، درست است؟

دکتر جونز: یکی از مشکلاتی که امروزه در دنیا وجود دارد استفاده از علم به عنوان سلاح است. یکی از سلاح هایی که بعنوان علم استفاده می کنند، کنترل جمعیت است. به جهان گفته شد که تعداد آدمها زیاد است و ما از گرسنگی خواهیم مرد. این مسئله برای ایران، تاثیرات عملی دارد، زیرا رهبر ایران در سال ۱۹۸۹ یا ۶۷ کنترل جمعیت را تصویب کردند و این باعث بزرگترین کاهش در باروری و کنترل بارداری در طول تاریخ شد، ولی بعدا بابت این موضوع عذرخواهی کردند و گفتند که این بزرگترین اشتباهی بود که ایشان انجام داده بودند و طلب بخشش کردند. سوال من این است، شما در ایران، در حال حاضر، درباره بحران جمعیتی، چه می کنید؟ و آیا فرزند آوری مردم را متوقف کرده اند؟

دکتر احمدی نژاد: الان بحث کنترل جمعیت تنها به ایران اختصاص ندارد بلکه از برنامه های ثابت سلطه گران است. دائما راجع به خطرات و مضرات ازدیاد جمعیت صحبت می کنند و به دنبال این هستند که حتی جمعیت فعلی را کاهش بدهند. اما بهانه آنها چیست؟ آنها دو مطلب را مطرح می کنند؛ مطلب اول این است که در جهان فقر هست و مطلب دوم آنها این است که منابع زمین برای تامین نیاز انسانها و رفع فقر کافی نیست. من می خواهم الان این را زیر سوال ببرم که اولا علت فقر چیست؟ ما امروز آشکارا مشاهده می کنیم که ریشه فقر در تبعیض و ظلمی است که در جهان حاکم است. نظام سلطه در یک سازوکار طراحی شده و پیچیده، ثروت ملت ها را غارت می کند. معدودی از سرمایه داران جهانی، ثروت ملت ها را غارت می کنند و به جای آن فقر را به ملت ها تحمیل می کنند. امروز نظامات اقتصادی بین المللی و حاکمیت دلار، در واقع سازوکار انتقال ثروت ملت ها به جیب سرمایه داری بین المللی است. اختلاف و جنگ ایجاد می کنند و با این جنگ زیرساخت ها و ثروت ملت ها را از بین می برند و بعد خودشان وارد می شوند و مجددا منابع ملت ها را در اختیار می گیرند. اینها ریشه فقر است. بهره برداری و توزیع ظالمانه و تبعیض آلود ثروت، ریشه اصلی فقر است.

اما در بخش دوم؛ آیا منابع جهان برای تامین نیاز انسانها کافی نیست؟ آنها مدعی هستند که منابع محدود است، بسیار خوب! ما نمی گوییم منابع جهان در یک افق بسیار بزرگ نامحدود است اما معتقد هستیم به موازات رشد دانش، ظرفیت های طبیعت آشکار می شود. در واقع دانش، ثروت می آورد و ثروت زمین را آشکار می کند. بطور مثال سال های طولانی بحث این بود که انرژی فسیلی محدود است. قطعا انرژی فسیلی محدود است اما امروز انرژی های جدیدی در اختیار بشر قرار گرفته که در مقایسه با انرژی فسیلی، نامحدود است. مانند انرژی خورشیدی یا انرژی اتمی و من اطمینان دارم با پیشرفت دانش، ظرفیت های جدیدی از انرژی کشف خواهد شد که گستره آن بسیار فراتر از انرژی اتمی و انرژی خورشیدی است. حتی در رابطه با غذا ما هنوز از ظرفیت های غذایی جهان استفاده نمی کنیم. اجازه بدهید با عدد و رقم مثالی بزنم. جمعیت ایران یک درصد جمعیت جهان است و وسعت سرزمین ایران هم یک درصد کل زمین جهان است. در ایران کل زمینی که امروز در اختیار انسانها برای کشاورزی، صنعت و برای سکونت قرار گرفته، کمتر از ۷ درصد وسعت ایران است و از معادنی که قابل بهره برداری است، هنوز یک بخش بسیار جزئی شناخته شده و در اختیار مردم قرار گرفته است در حالیکه بیش از ۹۳ درصد سرزمین، هنوز دست نخورده است. حالا همین۷ درصدی که در اختیار قرار گرفته، با بازدهی کم استفاده می شود. ممکن است از یک هکتار زمین، شما بتوانید ۵ تن گندم استخراج کنید اما اگر از روش های علمی پیشرفته استفاده کنید، از همین یک هکتار، می توانید با مصرف آب کمتر، ۲۰ تن گندم استخراج کنید. معنایش این است که از یک بخش کوچکی از طبیعت که در اختیار انسان ها قرار گرفته است هم نمی توانیم حداکثر استفاده را انجام بدهیم یا حداکثر استفاده را انجام نداده ایم. اگر علم و دانش و فن آوری در کنار انسان قرار بگیرد، ظرفیت های طبیعت، میل به بی نهایت پیدا خواهد کرد. بنابراین ادعای اینکه می گویند ما باید بخاطر محدودیت منابع، جمعیت را محدود کنیم یا جمعیت را کاهش بدهیم، ادعای نادرستی است. جمعیت، قدرت است و اصلا ثروت را جمعیت تولید می کند اما ریشه فقر در نظام سلطه، در شیوه های شیطانی و در ظلم و تبعیض است. اگر ظلم و تبعیض نباشد، قطعا فقری هم وجود نخواهد داشت. البته در این امر هم نباید آزادی انسانها محدود شود. هر امر تحمیلی در نقطه مقابل کرامت و حقوق انسانی است.

دکتر جونز: آیا بحران جمعیتی، یک بحران اقتصادی است یا یک بحران معنوی؟ وقتی شما شهردار تهران بودید، به زنان فقیر جهیزیه می دادید. آیا این راه حل مشکل جمعیتی است یا اینکه مشکل عمیق تر از آن است که اینگونه حل شود و باید به مسائل معنوی ربط داده شود؟

دکتر احمدی نژاد: قطعا این راه حل نیست، آن کار یک مُسکّن بود. راه حل در اصلاح ساختارهای اقتصادی و توزیع عادلانه ثروت و فرصت هاست.

دکتر جونز: آیا این مسئله معنوی است، یا یک مشکل اقتصادی است و برنامه آقای دکتر احمدی نژاد برای حل آن چیست؟ چون ما میدانیم وقتی شما شهردار تهران بودید، برای جهیزیه هزینه می کردید، برای دخترانی که نمی توانستند ازدواج کنند. آیا به همان سادگی است، یا مسائل عمیق تر معنوی هم وجود دارند که باید به آنها هم پرداخت؟

دکتر احمدی نژاد: من با شما موافق هستم. این موضوعاتی که شما برشمردید، در واقع خروجی های یک ساختار، یک اندیشه و یک مدیریت است. اگر بخواهیم خروجی ها درست شود، باید اندیشه، ساختار و مدیریت ها را اصلاح کنیم. دادن جهیزیه در واقع برای یک زمان خاص، یک مُسکّن است و قطعا راه حل نیست مانند کمکی که ممکن است شما به یک فرد نیازمند انجام بدهید. این کار قطعا فقر را از بین نخواهد برد و راه حل نیست. راه حل این است که سازوکارها را درست کنیم، اقتصاد عادلانه، متکی بر انسانها و نیازها و حقوق اساسی انسانها باشد، اقتصاد و سیاست از سیطره سلطه گران و سرمایه داران جهانی خارج شود که این هم راه حل هایش مشخص است، طراحی وجود دارد و آن هم قابلیت اجرا دارد.

توضیح مجری: بگذارید سوالات آقای دکتر بنت و آقای دکتر جونز را به عبارتی دیگر بپرسم. فرض کنید که شما ساختارهای اقتصاد را اصلاح کنید، و نیز ساختارهای جامعه را، به شکلی که مشکلات اقتصادی محو شوند. آیا فکر میکنید با اصلاح ساختارهای اقتصادی، آیا بحران جمعیتی در جهان، وضع بهتری پیدا میکند، یا مشکلات معنوی دیگری وجود دارند که این مشکل را کماکان پابرجا نگه می دارند.

دکتر جونز: با نگاهی به تاریخ ایالات متحده آمریکا مشخص می شود که ما در سالهای دهه ۱۹۶۰ دوره ای از موفقیت و رفاه را داشتیم. در سالهای دهه در ۱۹۶۰، یعنی زمانی که اصولا سطحی از رفاه عمومی در آمریکا وجود داشت، قرص ضد بارداری در سال ۱۹۶۴ به جامعه در آمریکا عرضه شد. آیا این مسئله اقتصادی بود یا آنکه علت این مشکل، معنوی بود؟ آیا انقلابی علیه خدا نبود؟ خداوند جنسیت را خلق کرد، تا فرزندان بدنیا بیایند. ولی الان افرادی هستند که می گویند ما لذت جنسی را بدون زحمت برای فرزندان میخواهیم. این مشکلی معنوی و اخلاقی زمانی اتفاق افتاد، که هیچ مشکل اقتصادی در آمریکا وجود نداشت.

دکتر اسکات بنت: بله، من با دکتر جونز در این باره موافقم و اینکه یک عناد و بیگانه سازی بین مردان و زنان وجود داشته است، به این شکل که زنان به محلهای کار برده شدند و در شغل ها، جایگزین مردان شدند، و دیگر یک مرد، تامین کننده درآمد برای خانواده نیست، به شکلی که همسرش بتواند در خانه بماند و فرزندان را بزرگ کند و مآمن خانه و جامعه باشد. شروع بکار زنان در این محلهای کار، باعث اصطکاک خیلی زیاد، بیگانه شدن و درگیری زن و مرد و افت در باروری و حتی جذابیت رمانتیک شده است که این امر به نوبه خود بسیاری از دیگر مشکلات اجتماعی را بوجود آورده است.

مایکل جونز: من می خواهم نکته ای را اینجا اضافه کنم. در دولت ایتالیا، تغییری بوجود آمده است. رئیس جمهور آنها، قبلا یکی از کارمندان گولدمن ساکز بود، اینها سلطه گرانی هستند که بر ایتالیا حکمرانی میکنند. این خانمی که الان مسئول شده، درباره جنسیت صحبت می کند، چون این یک ابزار کنترل است، در ایتالیا و در سراسر جهان. آمریکا آزادی جنسی را بعنوان یک نوع از کنترل، اعمال میکند، لذا ایران هم مثل ایتالیا، یک فرصت دارد، اگر موضعی مثبت درباره جنسیت خدادادی که مردان و زنان را از هم متمایز می کند، اتخاذ کند. این توسط خدا خلق شده، و یک فرصت است برای کسانی که رویکرد معنوی دارند، برای اینکه در جهان پیشقدم شوند، و الان این دارد در ایتالیا اتفاق می افتد.

دکتر احمدی نژاد: ما معتقد هستیم که خدا انسانها را بصورت زوجی خلق کرده است یعنی زن و مرد روی هم یک موجود هستند. قطعا تفاوت های جسمی و جنسی دارند و اصولا اگر تفاوتی نباشد، تعامل و تکاملی اتفاق نمی افتد. وقتی تفاوت هست، تعامل و تکامل هم هست. زن و مرد پایه جامعه انسانی هستند. زن بدون مرد معنا ندارد و مرد بدون زن هم معنا ندارد. اینها بدون هم دوام و استمراری ندارند. بسیاری از استعدادهای مردان در کنار زنان و بسیاری از استعدادهای زنان در کنار مردان شکوفا می شود. هیچکدام بر دیگری برتری ندارند بلکه مکمل هم هستند. ما دو حوزه داریم؛ یکی حوزه عمومی و مشترک و دیگری حوزه اختصاصی است. زن و مرد هر کدام یک حوزه اختصاصی دارند. نقش مادری را مرد نمی تواند انجام بدهد، فقط کار زن است. بعضی از کارها را هم فقط مردها می توانند انجام بدهند و زن نمی تواند انجام بدهد. این حرف درست است. زن و مرد مکمل هم هستند اما در حوزه عمومی مانند حقوق اساسی، آزادی، کرامت و مسئولیت های اجتماعی که حوزه مشترک هست، زن و مرد حقوق مساوی دارند و نمی توانیم بگوییم حقوق زن و مرد متفاوت است چون جنسیت آنها متفاوت است. در واقع برخی از نقش هایشان متفاوت است اما حقوق آنها متفاوت نیست. هر دو انسان هستند. زنان نیز حق آزادی، عدالت، کرامت و حقوق گوناگون انسانیت را معادل مردان دارند. متاسفانه در گذشته و دربخشی از جهان ، اصلا زن را معادل انسان حساب نمی کردند. زنی که در جامعه معادل انسان فرض نشود، چگونه می تواند نقش سازنده و مثبتی را در جامعه ایفا کند؟ یا حتی آن زنی که مبنائا او را کمتر از مرد و کوچکتر از مرد بشمریم، چگونه می تواند نقش سازنده خودش را در جامعه ایفا کند؟ این یک مطلب بود.

مطلب دوم؛ این است که رابطه جنسی را به عنوان لذت، تقبیح کردید. از نظر من آن لذت اشکالی ندارد. خدا این لذت را قرار داده است. منتهی آن نکته ای که مسئله ساز می شود این است که شیطان و شیطان ها می آیند و از آن ظرفیت ها و گرایش های طبیعی انسان که خدا برای لذت بردن، برای ادامه حیات، برای تامین حقوق اساسی آنها قرار داده است، سوء استفاده کرده و مسیر را منحرف می کنند و به سمت محدود کردن، تحقیر و تخریب انسانها می برند والّا از ظرفیت هایی که خدا در انسانها قرار داده، باید از حداکثر آنها استفاده کنند. من معتقد هستم که انسانها باید حداکثر لذت را در این عالم ببرند. نباید لذت انسان ها را محدود کرد اما این لذت بایستی در مسیر طبیعی و سازنده خودش قرار بگیرد. محدود کردن لذت، محدود کردن انسانیت است. ما می توانیم از خوردن یک سیب ، از خوردن یک غذای ساده و از رابطه اختصاصی بین زن و مرد بی نهایت لذت ببریم و اشکالی هم ندارد. منتهی این لذت بردن ها نباید در جهت محدود کردن انسان، تحقیر انسان و تخریب مناسبات اجتماعی انسان استفاده شود. همان طور که اشاره کردید نه تنها در غرب، بلکه در شرق و هر کجا که انسانی هست، شیطان هم برای تخریب هست. مگر در بسیاری از کشورها چند سال است که زنان حق انتخاب پیدا کرده اند؟ چرا اینقدر دیر؟ چرا زن نباید حق انتخاب داشته باشد؟ بخاطر سلطه شیاطین بوده است. یک مرد زمانی به اوج کمال می رسد که زنی که در کنارش باشد و او هم به اوج کمال برسد. مردها زمانی به اوج شکوفایی استعدادها می رسند که زن ها هم به اوج شکوفایی استعدادهایشان برسند. علم، حکمت، عقلانیت، اندیشه، خلاقیت، مهربانی، وفاداری، عدالتخواهی و آزادیخواهی برای زن و مرد یکسان است و هر دوی آنها باید در اوج باشند. البته همانطور که تاکید کردم، برخی از مسئولیت های اجتماعی تنها مختص زنان است مانند مادری و خواهری و همسری و برخی مسئولیت ها نیز فقط به مردها اختصاص دارد مانند پدری، برادری و همسری. اینها نقشی است که مرد باید بطور خاص ایفا کند. یا دفاع از خانواده و سرزمین در وهله اول بر عهده مرد است و اگر نیاز شد زنان هم باید بیایند و کمک کنند اما اگر با حضور مردها، دفاع کفایت کند، نیازی به حضور زنان نیست، اما حوزه مشترک از جمله اکثر حوزه های اجتماعی متعلق به هردو است و هر دو نقش آفرین هستند.

ما باید حوزه های اختصاصی و حوزه مشترک و عمومی را از هم تفکیک کنیم، حقوق اساسی را برای زن و مرد بطور کامل به رسمیت بشناسیم، آنوقت خواهیم دید که جامعه به تعادل خواهد رسید و نابسامانی ها از جامعه ریشه کن خواهد شد.

دکتر کوین برت: دکتر احمدی نژاد، طرح یک نظم نوین جهانی انسان-محور را ارایه کرده اند. ما در جهانی زندگی می کنیم که دین اصلی آن “اومانیزم سکولار” است، در حالی که ممکن است ما به یک نظم جهانی خدا-محور نیاز داشته باشیم، ممنون می شوم در باره نظم جهانی انسان-محور مورد نظر دکتر احمدی نژاد، و نظم جهانی سکولار، اومانیستی و ماتریالیستی امروز توضیحاتی بدهید.

دکتر احمدی نژاد: تردیدی نداریم که عنصر و موضوع اصلی در این جهان انسان است و انسان ها دارای فطرت مشترک هستند. فطرت انسانها حقیقت طلب، عدالت جو و آزادی خواه و به دنبال کرامت و از ظلم و تبعیض و فشار گریزان است. به نظرم نقطه فریب شیطان آنجایی است که انسان را در برابر خدا تعریف می کند. انسان جلوه خداست و از خدا جدا نیست. خدا در وجود انسان متجلی می شود و اصلا انسان آمده است تا خدا را معرفی کند. مشکل آنجاست که می گویند انسان در برابر خداست. اما اگر انسان خدا را معرفی می کند، این انسان هر چقدر بزرگتر ، قدرتمندتر،عالمتر، خلاق تر، حکیم تر ، فکورتر و اندیشمندتر باشد بهتر است. ما هم دنبال بزرگی انسان هستیم اما انسان را مقابل خدا معرفی نمی کنیم. ما معتقدیم که فطرت الهی انسان در واقع حضور و تجلی خدا در وجود انسان است. انسان در نقطه مقابل خدا قرار ندارد. اگر ما این مسئله را حل کنیم، سایر مسائل حل شدنی است. متاسفانه در بخشی از دنیا صدها سال، خدا را علیه انسان معرفی می کردند. یک خدای خشن که می خواهد از انسان انتقام بگیرد. رنسانس در اروپا فرصتی ایجاد کرد که جایگاه حقیقی انسان معرفی و رابطه درست او با خدا تعریف شود اما متاسفانه شیطان دخالت کرد. اینبار یک انسانی تعریف شد که نقطه مقابل خداست. درحالیکه انسان ادامه خدا و خلیفه خدا بر روی زمین است. خدا خواسته است که انسان بزرگ باشد و بتواند اراده کند. خدا خواسته که انسان عالم ترین ها باشد و همه علم عالم را کشف کند. خدا بهترین ها را برای انسان خواسته است. متاسفانه اومانیسم را به انحراف بردند. اومانیسم یعنی اصالت انسان. یعنی انسان اصالت و ارزش دارد، انسان مهم است. اینکه انسان تجلی خداست، ارزشمند است. اصلا معنا ندارد که انسان در برابر خدا معرفی شود. خدا بی نهایت مطلق است. انسان می خواهد به سمت بی نهایت برود. او خالق است و ما مخلوق هستیم. باز تاکید می کنم آنجاییکه انسان در برابر خدا یا خدا در برابر انسان به عنوان دشمن و تقابل معرفی می شود، اینجا نقطه انحرافی است که شیطان ایجاد می کند. در هر جای از زمین، انسان بدون خدا معنا ندارد و خدا هم بدون انسان قابل شناسایی نیست.

دکتر مایکل جونز: من میخواهم بگویم که محمل اصلی بی خدایی و آتئیزم در غرب، علم است. ایدئولوژی هایی مانند داروینیسم منشا کنترل جمعیت هستند. من امیدوارم که آقای دکتر احمدی نژاد مجددا رئیس جمهور شوند، چون نیاز هست که ایشان این بحث را پیگیری کنند و ما باید این بحث را نشان بدهیم که عقلانیت بالاتر از علم است. ما نمی توانیم اجازه بدهیم ظلم ناشی از علم، فرهنگ ما را تخریب کند. با روش های مختلفی می شود گفت که این منشا بحران جمعیت است. بحران کووید ۱۹ را ایجاد کردند و ما بایستی بر تسلط خداوند بر فرهنگ، تاکید موکد کنیم و من فکر می کنم شخص شما مرد انجام این کار هستید. من کتاب تاریخ ایران پروفسور امانت را خواندم، که آونگ را بین غربی سازی و سمی سازی غربی ها، و عکس العمل اسلامی، حرکت می دهد. او همچنین آونگ را بین علم و دین، عقب و جلو می برد. یک نفر باید به وسط این میدان بیاید و این بحث را میدان داری کند و مسئولیت آن را بعهده گیرد و بگوید چگونه عقلانیت، راه حل هر دو، در انتهای پیوستار است.

دکتر احمدی نژاد: توجه داشته باشید؛ علم چیست؟ ما باید علم را یک بار تعریف کنیم. علم در واقع کشف قواعدی است که در عالم وجود دارد. مشکل اینجا نیست که افرادی اظهارنظر علمی می کنند. علم نمی تواند به خودی خود در مقابل انسان قرار بگیرد. علم کشف قواعد حاکم بر عالم هستی است. اما اشکال آنجایی است که دانش جزئی، مطلق تلقی بشود. من نمی خواهم اینجا نظریه داروینیسم را مورد نقد و ارزیابی قرار بدهم اما اگر کسی بیاید یک اظهارنظری کند و بگوید این است و جز این نیست! اینجا نقطه اشکال و نقطه ورود شیطان است. یک نظریه است. ممکن است ده ها نظریه دیگر هم باشد. ممکن است در آینده تمام نظریاتی که امروز هست، با سوالات جدی مواجه شوند. قاطع ترین نظریه ای که در عالم وجود دارد، نظریه اعداد است اما با پیشرفت ریاضیات، نظریه اعداد هم به شکل دیگری مورد نقد و بررسی قرار گرفت. نباید دانش را مطلق کنیم. انسانها تلاش می کنند بخشی از قواعد عالم را کشف کنند. این زمانی ارزشمند است که در کنار کشفیات دیگران قرار بگیرد و همدیگر را تکمیل کند و تصویر روشنتری از جهان در اختیار انسان قرار بدهد. همان طور که اشاره کردید، زمانیکه کشفیات علمی ابزار دست سیاستمداران و سرمایه داران جهانی می شود، اینجا مشکل درست می شود نه خود کشف علمی. کشف علمی می تواند در مسیر خدمت به انسانها قرار بگیرد و باید هم در این مسیر قرار بگیرد. کل علم در اختیار خداست. یعنی در واقع ما آن چیزی را کشف می کنیم که جزو علم خداست.

اجازه بدهید یک مثال دیگر بزنم. ممکن است کسانی به این نتیجه برسند که پایه قطعی و منحصر به فرد روابط انسانها، جنسی است. این یک کشف است. اما آیا این قطعی است؟ آیا ما می توانیم بگوییم تمام روابط و تعاملات انسانی مبتنی بر روابط جنسی و تحت تاثیر تمایلات جنسی است؟ هم بله و هم خیر. اگر یک انسانی تسلیم شود و بقیه ابعاد وجودی خودش را فراموش کند، کل وجودش در تمایلات جنسی خلاصه می شود، در اینجا می توان گفت بله، اما تجربه تاریخ نشان می دهد که انسانها تسلیم نشدند و تمایلات دیگر خودشان را هم زنده نگه داشته اند. آیا سایر تمایلات در نقطه مقابل تمایل جنسی است؟ خیر. همه مکمل هم هستند. اینها با هم انسان را تشکیل می دهند. اگر ما یک تمایل را مطلق کنیم، معلوم است که آن انسانی که تعریف می شود، انسان ناقص است.

اجازه بدهید یک مثال از دانشمند بزرگ ایرانی، مولوی بزنم. مرحوم مولوی یک داستانی را تعریف می کند. می گوید یک فیل را در یک اتاق کاملا تاریک قرار دادند. افرادی را بصورت تک تک به اتاق فرستادند و گفتند ببینید چه چیزی در اتاق وجود دارد؟ یک نفر رفت و دستش به پای فیل خورد. بیرون آمد و گفت فیل مانند یک ستون بلند و قوی است. نفر دوم رفت و دسش به خرطوم فیل خورد. بیرون آمد و گفت فیل مانند یک شیلنگ است. نفر سوم رفت و دستش به عاج فیل خورد. بیرون آمد و گفت فیل مانند یک شاخ است. نفر چهارم رفت و دستش به کمر فیل خورد. بیرون آمد و گفت فیل مانند یک تخت بزرگ است. تمام اینها درست است اما کامل و معرف فیل نیست. وقتی همه را کنار هم می گذاریم تصویر فیل نمایان می شود. علمی که اشخاص کسب می کنند مانند برداشتی است که آن اشخاص از فیل دارند. زمانی که کنار هم قرار می گیرند، تصویر روشنی به ما می دهد. متاسفانه شیطان و شیاطین می آیند و یک علم جزئی را مطلق می کنند. من معتقد هستم که نظریه داروینیسم پایه علمی ندارد یا جنبه علمی آن بسیار ضعیف است. دانشمندان زیادی بودند که در نقطه مقابل او اظهارنظر کردند. این یک نظریه است اما وقتی سیاستمداران این نظریه را وارد عرصه سیاسی و مدیریتی می کنند، آنجا مشکل ایجاد می شود. وقتی آن را مطلق می کنند، مشکل ایجاد می شود. ممکن است در بخشی از جامعه انسانی، افرادی انسانیت خود را فراموش کنند و تصور نمایند که ماموریت آنها تنازع برای بقاست اما حقیقت انسان این نیست. می بینیم که اکثریت انسانها دنبال تعامل هستند و کمال خودشان را در تعامل می بینند. یعنی در طول تاریخ، عملا انسانها در نقطه مقابل این نظریه زندگی و حرکت کرده اند.

من می خواهم اینجا خدمت دوستان عرض کنم که ما اقتدار انسان را مقابل اقتدار خدا نبینیم. انسان وقتی قدرتمند می شود، قدرتش را از قدرت خدا می گیرد. اصلا غیر از قدرت خدا، قدرتی در عالم وجود ندارد. جز علم خدا، علمی در عالم وجود ندارد. انسانها این را کسب می کنند. در واقع آینه ای برای نشان دادن قدرت و علم خدا می شوند اما در نقطه ای که شیطان آن را مقابل خدا تعریف می کند، آنجا مشکل پیدا می شود. ما به عنوان یک اصل باید همه انسانها را به کسب دانش تشویق کنیم چون بدون دانش نمی توانیم زندگی و پیشرفت کنیم و بزرگ شویم. بدون دانش حتی نمی توانیم آزاد باشیم یا عدالت را پیاده کنیم. همه اینها نیازمند دانش است اما اگر دانش به عنوان ابزاری علیه انسانها مورد استفاده قرار گیرد، این کار شیطانی می شود. خدا نخواسته است ما را سرکوب کند. خدا کنار ما، برای ما و کمک ماست، خدا راهنمای ماست، خدا منبع و منشا اصلی توان و اراده و انرژی ماست اما وقتی خدا مقابل انسان یا انسان مقابل خدا تعریف می شود، همه تنظیمات به هم می ریزد. این نکته ای است که باید به آن توجه کنیم. ببخشید که کمی طولانی شد.

دکتر جونز: ممنون بابت فرصتی که ایجاد شد. امیدوارم بتوانیم این بحث ها را در آینده ادامه بدهیم.

دکتر برت: از آقای دکتر احمدی نژاد و مجری محترم، متشکرم. از بحث ها خیلی لذت بردم. از شفاف سازی درباره اومانیزم و انسان گرایی بهره مند شدیم و چشم انتظار گفتگوهایی بیشتر خواهم بود، به امید خدا.

دکتر بنت: خیلی متشکرم. افتخاری بود که با همکارانم در خدمت شما باشیم. فکر می کنم اینها بحثهای مهمی هستند، و قطعا ما مجددا در این حیطه ها، صحبت خواهیم کرد، بویژه در زمانی که جهان به شکلی پر سرعت، در حال تغییر است و خطر جنگ وجود دارد. با حضور روسیه، چین و آمریکا، درگیری های زیادی هست. اینها لحظاتی هستند که صداهای عشق و حقیقت، می توانند طلسم تاریکی را با نور، بشکنند، نوری که در روز می تابد. بنابراین، بامید دیدار مجدد و هرچه زودتر شما هستم.

دکتر احمدی نژاد: بنده هم از دوستان تشکر می کنم. گفت وگوی بسیار خوبی بود و من از نظرات دوستان بسیار استفاده کردم. بنده هم موافق هستم که گفتگوها را ادامه بدهیم. مطمئن هستم که با استمرار گفتگوها علاوه بر تفاهم، می توانیم به دیدگاه های جدیدی برای کمک به اصلاح وضع جهان برسیم. من از آقایانی که در میزگرد حضور داشتند، مطالب زیادی فرا گرفتم. تشکر می کنم از حضور گرم شما و بحث های خوبی که مطرح کردید. از آقای مهندس وظیفه عالی هم تشکر می کنم که ترتیب این گفت و گو را دادند و جلسه را اداره کردند. روز خوبی را برای همه شما آرزو می کنم.

لینک کوتاه : https://bahargilan.ir/?p=5759

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.