• امروز : چهارشنبه - ۹ اسفند - ۱۴۰۲
  • برابر با : 19 - شعبان - 1445
  • برابر با : Wednesday - 28 February - 2024
3
پایگاه خبری تحلیلی بهار گیلان (bahargilan.ir):

زمهریر ایدئولوژی منجمد / دست نوشته ای از مدیرمسئول

  • کد خبر : 1255
  • 23 فروردین 1400 - 12:55
زمهریر ایدئولوژی منجمد / دست نوشته ای از مدیرمسئول

آری؛ زمهریر ایدئولوژی منجمد #عقل و انسانیت را به سخره میبرد و #عدالت و #آزادی را متلاشی و دروغ و تهمت و قتل را توجیه مذهبی میکند. #انقلاب آزادی خواهان را تا بدانجا میکشاند که مردی بهت زده بگوید:

“چطور در روز روشن دو هیدروژن با یک اکسیژن در می امیزند و آب از آب تکان نمی خورد!؟ “

‍ زمهریر ایدئولوژی منجمد

ایوب مکرمی

بهمن ۵۷ جایی است که بخش اعظمی از سرنوشت ما آنجا رقم خورد. کنشگران انقلاب مذهبی بودند و مردم پرشور، عده ای چنان می انگاشتند که اینبار یا مهدی ظهور میکند یا به ظهور میکشانندش! غافل از اینکه زمهریر ایدئولوژی منجمد در کمینگاه تلاقی شور و بیشعوری مترصد است تا آرمان عدالت و آزادی خواهی را از قاموس انقلاب به محاق برد.

به سرعت در میادین شهرها بت های طاغوت فرو ریختند بعد یکماه مجاهدت سخت سرانجام به مدد انفجارات، قسمت فوقانی مقبره بتونی طاغوت پدر تخریب و شیخ خلخالی آن بانی به ظاهر مقتدر عدالت، ملول از زحمت یکماهه بر خرابه های مقبره جلوس فرمودند به خط و امضای خود برای تاریخ نویسان گواهی کردند که از قرار معلوم در بزنگاه فرار، مدفن طاغوت پدر به دست طاغوت پسر شکافته و جسد مجددا به خارج منتقل شده لذا شیخ و اعوانش مدفن را خالی یافته اند.این گواهی شیخ بعدا مبنای تحلیلات حضراتی شد تا بگویند اصلا جسد طاغوت پدر به ایران نیامده بود که برده باشند و از آبشخور بیت المال مستندها در تبیین این مدل تحلیلات ساخته و از رسانه ملی به خورد ملت داده شد.

چهار دهه بعد در پس حادثه ای مومیایی طاغوت پدر درست در نشیمنگاه شیخ عیان شد. انگشت مومیایی چنان بود که گویی به نقطه ای از تاریخ اشاره میکرد به افرادی که تفکر ایدئولوژیک منجمدشان دروغ را توجیه میکرد و چه بسا قتل و غارت و… اما کمی دیر شده بود و به رسم زمانه سلایق و انتظارات تغییر کرده بود لذا کسی تعجب نکرد و نپرسید که چرا شیخ ما دروغ گفته بود!؟ شیخی که روزگاری اعتماد به صداقتش کافی بود تا اعدامهایش توجیه شرعی و عقلی شوند!

در حوزه فرهنگ و هنر تفکر خلخالیسم از عقل چپ امثال خاتمی و مخملباف بیرون جهید و سهم مردم از آزادی میدانی شد که مدام دورش بزنند، به ناگاه ندامتگاهها در سکوت اجباری_امنیتی ناشی از بمباران بعثی ها به ساختمانهای فرهنگ و ارشاد منتقل شدند مکانهایی که مقرر بود ساکنانش محافظان آزادی باشند، وزیر دولت همانانی که خود را مبشر یگانه مذهب علم در جهان می دانستند افاضه فرمود موبایل فقط به درد چوپانها میخورد! و اهالی قلم و موسیقی، فله ای به خارج از کشور هدایت شدند تا اینبار در پهنه زمهریر ایدئولوژی فسادخیز غرب و در لوای عصبیت از حکومتی که هنرشان را منکوب و خودشان را روانه دیار غربت کرده بود هر لاطائلاتی را به نام هنر به حلق جوانان این مرز و بوم فرو بغلتانند همانانی که میشد بمانند و مهربانانه بر مدار فرهنگ بومی مان بنویسند و بسرایند و بخوانند و برقصند…

میگویند در قرن ماشین، حقیقت نه در ویترین که در پستوی لابراتوارهاست شاید شما هم به حسب اتفاق عکس های تساوی زنان باحجاب و بدحجاب در صف واحد در آن رفراندوم تاریخی را دیده باشید همان مستنداتی که به اراده ای نامرئی قدغن شده اند. جمله معروف ” دین و عدالت فقط در بستر آزادی محقق میشود ” شد از جمله همان شعارهای مزخرف اما رای سازی که گفتنش قبل انتخابات مستحب موکد و پسا انتخابات مکروه !!

آری زمهریر ایدئولوژی منجمد عقل و انسانیت را به سخره میبرد و عدالت و آزادی را متلاشی و دروغ و تهمت و قتل را توجیه مذهبی میکند. انقلاب آزادی خواهان را تا بدانجا میکشاند که مردی بهت زده بگوید:

“چطور در روز روشن دو هیدروژن با یک اکسیژن در می امیزند و آب از آب تکان نمی خورد!؟ ”

در چهله انقلاب عرایض کویتی پور را بنگرید به نظر من او خلاصه میگوید: گاهی باز کردن چشم میتواند دردناک باشد اما باید باز کرد چشمانی که سالها بسته ایم و به دست و پا میدویم…

لینک کوتاه : https://bahargilan.ir/?p=1255

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.