• امروز : سه شنبه, ۸ خرداد , ۱۴۰۳
  • برابر با : Tuesday - 28 May - 2024
1
پایگاه خبری تحلیلی بهار گیلان bahargilan.ir

شاسی بلند گیت

  • کد خبر : 6119
  • ۲۹ تیر ۱۴۰۲ - ۸:۰۰
شاسی بلند گیت

علیرضا مکرمی: اینجا ساختار، مهربانانه تصمیم گرفته نماینده پارلمان برود یک سالی آب خنک بخورد تا چیز فهم شود، بهتر از آن است که بیرون بماند و خدای ناکرده چیز خور شود، اینجا مقوله ای بس مهم به نام حیثیت ساختار مطرح است که طبق فتوای مشهور، اوجب واجبات است، مگر در داستان یوسف کنعانی ندیدید که همسر زلیخا خانم نه به حکم عدل که به حکم آبرو، یوسف را به زندان افکند تا اعتبار خانواده سلطنت محفوظ گردد، عجبا در این دیار، تاریخ تکرار میشود با جزئیات وحشت آورش، به جبر زمانه حیثیت و اعتبار نورچشمان مجلس نشین و دولت انقلابی یک طرف و نماینده ای یک لاقبا در طرف دیگر قرار گرفته، اینجا دیگر عدل و انصاف را کیلویی چند؟ تخفیف بدهید من هم خریدارم!

🔴 شاسی بلند گیت

✍ #علیرضا_مکرمی

🔸افشاگری تاریخی #احمد_علیرضابیگی شروع درامی ماندگار در تاریخ پارلمان ایران شد. آنچه که بیش از اصل داستان زجر آور #شاسی_بلند_گیت، حیثیت مجلس و دولت انقلابی را دود کرد فرستاد هوا، نه نشت دود شاسی بلندها از پارکینگ مجلس، که نحوه برخورد جماعت انقلابی با نماینده افشاگر بوده است.

🔸زیستمند کشوری هستیم که وزیر سابق و مشاور فعلی رییس جمهور آنجا از نماینده پارلمان همانجا با این ادعا که «با افشاگری آبرویم را به تاراج بردی و استیضاحم را رقم زدی» طرح شکایت میکند، قاضی محترم از لای کاغذهایش بندی قانونی پیدا کرده و چنان محکم اطلاق شاکی خصوصی را نسبت به وزیر حکومت روا میدارد که گویی در کوره دهاتی دور مشتری با فروشنده ای سر قیمت سیب زمینی سر دعوا گرفته یا دعوای زنی سر مهریه با شوهر بوده! بسم الله! معلوم هست چه می حرفم!؟ اصلا شاید در لاماهای مزایدات سریع، تند و انقلابی پارسال اشتباها وزارت صمت هم با تمام متعلقات و شاسی بلندهایش به بخش محترم خصوصی فروخته شده و فقط قاضی خبردار باشد!

🔸گویا زود به وادی طنز افتادم قلمم را جمع و جور کنم که هوا پس است و بس گریه آور؛ سوال: حضرات با این اطلاق من دراوردی نچسب این همه رسوایی رنگارنگ به تن خود چسباندند واقعا به دنبال چه بوده اند؟ خیلی ریز و آهسته جواب آن را میگویم؛ برای اینکه از ظرفیت اصل 352 آیین دادرسی کیفری استفاده [بخوانید سو استفاده] کنند. طبق این اصل در دعوایی که به فهم قاضی فحوایش خصوصی تلقی شود اگر متهم، قاضی، دادستان، وکیل و مردم جملگی درخواست علنی شدن دادگاه را داشته باشند شاکی خصوصی به اعتبار درخشش واژه «یا» در عبارت «محاکمات علنی است مگر طرفین یا شاکی غیرعلنی بودن محاکمه را درخواست کنند» یک تنه نظر همه را وتو میکند و دادگاه غیرعلنی لازم می آید! موذیگری قانونی تا این حد در نوع خود شاهکاری است واقعا، فقط با این کلک پست میشد از رسوایی بزرگتر دادگاه علنی گریخت!

🔸خاطرتان هست محمود احمدی نژاد در مکاتبات خود با رهبری چقدر زور میزد تا ثابت کند اصول متعدد قانون اساسی مدام با قوانین عادی دور زده میشود؟ واقعا چرا چند سالی ست شاهد از غیب اینقدر زیاد میرسد؟ شاهد زیادی اش مشکوک نیست؟ یا من هم توهم توطئه برداشته ام!؟ البته پیگیری این مهم که آن مکاتبات اساسا به دست رهبری رسید یا نه، و اینکه چرا جوابی نیامد حوصله ای طویل و جراتی هم قد رستم دستان می طلبد که خوشبختانه نگارنده از هر دوی آن محروم است و فقط به قدر رفع خارش تنش مینویسد؛

🔸اصل 165 قانون اساسی که مدتهاست با شبیخون اصل 352 آیین دادرسی کیفری به کما رفته میگوید:«محاکمات علنی برگزار میشود، مگر آنکه به تشخیص دادگاه علنی بودن آن منافی عفت عمومی و یا نظم عمومی باشد و یا در دعاوی خصوصی طرفین دعوا تقاضا کنند که محاکمه علنی نباشد» طبق این اصل که متاسفانه با شبیخون پیشگفت آخرین دقایق زندگی نباتی خود را سپری میکند در محاکمات اصل بر علنی بودن محاکمه است و حتی در صورت عدم وجود تردید در خصوصی بودن اصل دعوا نیز غیرعلنی شدن محاکمه باز هم اتفاق نظر طرفین دعوا را لازم دارد نه فقط شاکی یا متهم!

🔸اجازه بدهید چونان قضات محترم یک طرفه به قاضی نروم؛ البته که در پرونده شاسی بلند گیت عملکرد دستگاه قضایی از منظر «عفت عمومی» مندرج در آن اصل نباتی قانون اساسی قابل درک می نماید. بلاخره ما همه میدانیم پس لرزه های دادگاه علنی تتمه عفت و اعتبار مجلس نور چشمی ها را نزد عموم دود میکند و تا فیها خالدونشان را نسوزاند دست بر نمیدارد، بحث عفت و اعتبار ساختار و مقامات ولایی که پیش آید دیگر پرداختن به اصول قانون مزاحم اساسی یا نوشته جات کنشگران بیکارالدوله حوزه «حقوق عمومی» از اساس بلاموضوع میشود، حتی اگر اصل دعوا بین نماینده پارلمان و وزیر حکومت بوده و ملتی بیکار نشسته باشند منتظر دادگاه علنی!

🔸اینجا ساختار، مهربانانه تصمیم گرفته نماینده پارلمان برود یک سالی آب خنک بخورد تا چیز فهم شود، بهتر از آن است که بیرون بماند و خدای ناکرده چیز خور شود، اینجا مقوله ای بس مهم به نام حیثیت ساختار مطرح است که طبق فتوای مشهور، اوجب واجبات است، مگر در داستان یوسف کنعانی ندیدید که همسر زلیخا خانم نه به حکم عدل که به حکم آبرو، یوسف را به زندان افکند تا اعتبار خانواده سلطنت محفوظ گردد، عجبا در این دیار، تاریخ تکرار میشود با جزئیات وحشت آورش، به جبر زمانه حیثیت و اعتبار نورچشمان مجلس نشین و دولت انقلابی یک طرف و نماینده ای یک لاقبا در طرف دیگر قرار گرفته، اینجا دیگر عدل و انصاف را کیلویی چند؟ تخفیف بدهید من هم خریدارم!

زمستان پوستین افزود بر تن کدخدایان را
ولیکن پوست خواهد کند ما یک لاقبایان را

نقاب آشنا بستند کز بیگانگان رستیم
چو بازی ختم شد بیگانه دیدیم آشنایان را

حریفی با تمسخر گفت زاری شهریارا بس
که می‌گیرند در شهر و دیار ما گدایان را

🇮🇷 t.me/dolat_irani

لینک کوتاه : https://bahargilan.ir/?p=6119

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.